خانه
گاما

درسنامه آموزشی فارسی (1) کلاس دهم

درس 11: خاک آزادگان

بازدید164/2 K
تاریخ بروزرسانی1401/11/27

به خون، گَر کِشی خاک من، دشمن من

بجوشد گُل اندر گُل از گلشن من

قلمرو زبانی: دشمن من: منادا و یک جمله / اندر: در / گل اندر گل: گل‌های زیاد / گلشن: گلستان، گلزار / هر دو مصراع شیوۀ بلاغی.
قلمرو ادبی: به خون کشیدن: کنایه از کشتن و نابود کردن / خاک: مجاز از سرزمین / گل: استعاره از مبارز / گلشن: استعاره از کشور / مصراع اول: کشتن بسیار زیاد اغراق دارد. / گل و خاک و گلشن: تناسب / من و گل: تکرار / واج‌آرایی «گ» و «ن»
قلمرو فکری: ای دشمن! اگر مردم کشورم را قتل عام و همه چیز را نابود کنی، دوباره از سرزمین من، مبارزان زیادی برمی‌خیزند و می‌جنگند.

تنم گر بسوزی، به تیرم بدوزی

جدا سازی ای خصم، سر از تن من

قلمرو زبانی: «ـَ م» در تنم: نقش مضاف‌الیه / «ـَ م» در تیرم: نقش مفعول / خصم: دشمن / ای خصم: منادا و یک جمله / مصراع دوم: بلاغی.
قلمرو ادبی: بسوزی و بدوزی، گر و سر، تن و من: جناس ناقص اختلافی / سوزاندن تن و به تیر دوختن و سر از تن جداکردن: کنایه از کشتن / تیر و خصم، تن و سر: مراعات نظیر (تناسب) / تن: تکرار / واج‌آرایی «س» در مصراع دوم
قلمرو فکری: ای دشمن! اگر بدنم را بسوزانی، مرا تیرباران کنی و سرم را از بدنم جدا نمایی ...

کجا می‌توانی، ز قلبم رُبایی

تو عشق میان من و میهن من؟

قلمرو زبانی: کجا: کِی / رُبایی: بدُزدی / جملۀ اول: شیوۀ عادی / جملۀ دوم: شیوۀ بلاغی / قلب: نقش متمم / «م» در قلبم: نقش مضاف‌الیه / عشق: نقش مفعول / من: نقش مضاف‌الیه / کجا می‌توانی؟: پرسش (استفهام) انکاری (سؤال + / جواب -): می‌توانی + / نمی‌توانی -
قلمرو ادبی: قلب و عشق: مراعات‌نظیر / واج‌آرایی «م» و «ن» / قلب: مجاز از درون و وجود انسان / عاشق شدن میهن: تشخیص / من: تکرار.
قلمرو فکری: هرگز نمی‌توانی این عشقی را که میان من و سرزمینم است، از من بگیری یا از بین ببری.

من ایرانی‌ام آرمانم شهادت

تجلّیِ هستی است، جان کندن من

قلمرو زبانی: ایرانی‌ام: ایرانی هستم / آرمان: آرزو، عقیده / تجلّی: جلوه‌گری، پدیدار شدن چیزی درخشان مانند نور، روشنی / هستی: زندگی، حیات / فعل «است» در مصراع اول به قرینۀ لفظی حذف شده است / مصراع دوم: شیوۀ بلاغی / کل بیت سه جملۀ سه جزئی با مسند. 
قلمرو ادبی: جان کندن: کنایه از مُردن / من: تکرار / شهادت و جان کندن: تناسب / مصراع دوم: تناقض (پارادوکس) و تلمیح به آیۀ قرآن.
قلمرو فکری: من ایرانی هستم و آرزویم شهادت است. مرگ من در راه وطن، باعث پدیدار شدن دوبارۀ زندگی می‌شود.

مپندار این شعله، افسرده گردد

که بعد از من افروزد از مَدفَن من

قلمرو زبانی: مپندار: فکر و گمان نکن / افسرده گردد: خاموش شود / مَدفَن: جای دفن، گور / افروزد: روشن می‌شود / مصراع دوم بلاغی.
قلمرو ادبی: شعله: استعاره از عشق شاعر به وطن / شعله و افروزد: مراعات نظیر / افروزد و افسرده گردد: تضاد / من: تکرار / مصراع دوم اغراق
قلمرو فکری: فکر نکن که شعلۀ عشق من نسبت به وطن، سرد و خاموش می‌شود؛ بلکه این شعله پس از مرگ من، از قبرم زبانه خواهد کشید.

نه تسلیم و سازش، نه تکریم و خواهش

بتازد به نیرنگ تو، تو سن من

قلمرو زبانی: سازش: سازگاری و صلح / تکریم: بزرگداشت، گرامیداشت / توسن: اسب سرکش، متضاد رام / تو: منظور دشمن / مصراع اول حذف فعل به قرینۀ معنایی (معنوی) / مصراع دوم: شیوۀ بلاغی / تو و من: نقش مضاف‌الیه
قلمرو ادبی: توسن: استعاره از وجود سرکش و خشمگین شاعر / نه: تکرار / واج‌آرایی «ت» و «ن» / بتازد و تسلیم: تضاد / بتازد و توسن، تسلیم و سازش و تکریم و خواهش: مراعات نظیر
قلمرو فکری: ای دشمن! از تو اطاعت و با تو صلح نمی‌کنم، تو را گرامی نمی‌دارم و از تو خواهش نمی‌کنم و با وجود سرکشم با فریبت می‌جنگم.

کنون رودِ خلق است، دریای جوشان

همه خوشۀ خشم شد خرمن من

قلمرو زبانی: جوشان: در حال جوشیدن / خوشه: دسته، گروه / خَرمَن: توده و انباشتۀ هر چیز / هر دو مصراع: شیوۀ بلاغی / خوشه: نقش مسند.
قلمرو ادبی: رود خلق و خوشۀ خشم: اضافۀ تشبیهی / رود خلق مانند دریای جوشان و خرمن من مانند خوشۀ خشم: تشبیه / واج‌آرایی: «ش» و «خ» / رود: نماد پراکندگی و گروه‌های کوچک مردم / دریا: نماد اتحاد و یکپارچگی مردم /خرمن: استعاره از کشور / رود و دریا، خوشه و خرمن: تناسب
قلمرو فکری: حالا مردمی که مانند رودخانه پراکنده بودند، همچون دریا متّحد شده‌اند، مردم میهنم پر از خشم و نفرت نسبت به دشمنان هستند.

من آزاده از خاکِ آزادگانم

گل صبر، می‌پرورد دامن من

قلمرو زبانی: آزاده: آزادمرد، ایرانی / «ـَ م» در در آزادگانم: مخفّف فعل اِسنادی «هستم» / نقش من: مصراع اول نهاد و مصراع دوم مضاف‌الیه.
قلمرو ادبی: خاک: مجاز از سرزمین / گل صبر: اضافۀ تشبیهی (تشبیه) / در دامن پروردن: کنایه از تربیت کردن / دامن: مجاز از آغوش / صبر: ایهام تناسب: 1- صبوری و شکیبایی 2- نوعی گیاه تلخ دارویی که با گل تناسب دارد / گل و خاک: تناسب.
قلمرو فکری: من انسانی آزاد از سرزمین آزادگان (ایران) هستم و صبر و شکیبایی را مثل گلی پرورش می‌دهم و همیشه صبور خواهم بود.

جز از جامِ توحید، هرگز ننوشم

زنی گر به تیغ ستم گردن من

قلمرو زبانی: جام: پیاله، کاسه / توحید: یگانگی خدا / زنی: بزنی / جز: غیر / هرگز: نقش قید / مصراع اول: شیوۀ عادی / مصراع دوم: شیوۀ بلاغی.
قلمرو ادبی: جام توحید و تیغ ستم: اضافۀ تشبیهی / مصراع اول: کنایه از یکتاپرستی / مصراع دوم: کنایه از کشتن / زنی و تیغ و گردن: تناسب
قلمرو فکری: تنها به یگانگی خداوند اعتقاد دارم؛ حتی اگر به خاطر باورم، ظالمانه مرا بکُشی. 

سپیده کاشانی (سُرور اعظم باکوچی)

قلمرو زبانی (صفحهٔ 83 کتاب درسی)

 

1- برای واژۀ «افسرده» دو معادل معنایی بنویسید.
 غمگین - پژمرده -  اندوهگین

2- بیت زیر را بر اساس ترتیب اجزای جمله در زبان فارسی مرتب کنید؛ سپس اجزای هر جملۀ بیت را در جدول قرار دهید.

من ایرانیم آرمانم شهادت

تجلّیِ هستی است جان کندن من

نهاد گزاره
من ایرانیم (ایرانی هستم)
آرمانم (آرمان من) شهادت (شهادت است)
جان کندن من تجلی هستی است

قلمرو ادبی (صفحهٔ 84 کتاب درسی)

 

1- این سروده را از نظر قالب و مضمون با شعر«مهر و وفا» مقایسه کنید.
قالب هر دو شعر «غزل» است. با این تفاوت که از نظر مضمون غزل «مهر و وفا» عاشقانه - عارفانه است اما محتوای «خاک آزادگان»، حماسی و میهن پرستانه است.

2- در شعری که خواندید، واژه‌های «خاک» و «شعله» در کدام مفهوم مجازی به کار رفته‌اند؟
خاک: کشور / شعله: عشق

در سال‌های پیش با اجزای جمله (نهاد، مفعول، متمّم، مسند و فعل) و جایگاه هر یک از آنها در جمله آشنا شدیم. گاهی اجزای کلام، برای تأثیر بیشتر سخن در زبان ادبی، بنا بر تشخیص شاعر یا نویسنده جابه‌جا می‌شود؛ مانند مصراع «گلِ صبر، می‌پرورد دامن من»، که مفعول و فعل بر نهاد، مقدّم شده است تا شیوایی و رسایی کلام بیشتر شود؛ به این گونه بیان، «شیوۀ بلاغی» می‌گویند.

این شیوه در مقابل شیوۀ عادی قرار می‌گیرد. در شیوۀ عادی، اصل بر این است که نهاد همۀ جمله‌ها در ابتدا و فعل در پایان قرار گیرد و سایر اجزای جمله، مانند متمّم، مفعول و مسند در جایگاه معمول خود طبق زبان معیار واقع شوند.

3- نمونه‌ای از کاربرد شیوۀ بلاغی را در متن درس بیابید و آن را توضیح دهید.
در مصراع «زنی گر به تیغ ستم، گردن من»، فعل بر متمم و مفعول جمله، مقدم شده است. اگر گردن من (را) به تیغ ستم‌ زنی.
در مصراع «همه خوشۀ خشم شد خرمن من»، مسند و فعل بر نهاد مقدم شده است. خرمن من همه خوشۀ خشم شد.

قلمرو فکری (صفحهٔ 84 کتاب درسی)

 

1- در کدام بیت، بر مفهوم «یگانه پرستی» تأکید شده است؟

جز از جامِ توحید، هرگز ننوشم

زنی گر به تیغ ستم گردن من

2- مضمون بیت‌های دوم و سوم را با سرودۀ زیر مقایسه کنید.

تا زَبَر خاکی ای درخت تنومند

مگسل از این آب و خاک ریشهٔ پیوند

ادیب الممالک فراهانی

همۀ این بیت‌ها بر میهن دوستی و عشق به وطن تأکید دارند.

3- در کدام بیت، به مفهوم آیۀ شریفۀ «وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ اَمْوَاتًا َبلْ اَحْیَاء عِندَ رَبّهِمْ یُرْزَقُونَ» (سورۀ آل عمران، آیۀ 169) اشاره شده است؟

معنی آیه: ای پیامبر، هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند. بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

مپندار این شعله، افسرده گردد

که بعد از من افروزد از مَدفَن من

4- مقصود از مصراع دوم بیت زیر چیست؟

من آزاده از خاکِ آزادگانم

که بعد از من افروزد از مَدفَن من

1- فرزندان صبور پرورش می‌دهم.  2- صبوری می‌کنم

درک و دریافت (صفحهٔ 91 کتاب درسی)

 

1- به اعتقاد شما چگونه می‌توان از ایثارگری آزادگان و جانبازان تجلیل کرد؟
کارهایی مانند یادآوری و بزرگداشت جان‌ فشانی‌ها و فداکاری‌ها و پیگیری اهداف مقدس آنان، احترام به شرف و آزادگی و عزت و بزرگواری آنان، پشتیبانی اقتصادی توسط دولت و...

2- ثبت خاطرات دورۀ جنگ، چه نقشی در حفظ ارزش‌های انقلاب اسلامی داشته است؟
سبب آشنایی جوانان با مبارزات رزمندگان و مجاهدات آنان شده است، مانع از فراموش شدن آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب شده و دلاوری‌ها و فداکاری‌های رزمندگان را به تصویر کشیده است، باعث خلق آثاری زیبا در ادبیات انقلاب نیز گردیده است.

درس 11: خاک آزادگان